آرمينيوس وامبرى ( مترجم : فتحعلى خواجه نوريان )

24

سياحت درويشى دروغين در خانات آسياى ميانه ( فارسى )

در اواسط ژانويهء 1863 از نو در طهران بودم و دوباره از مهمان‌نوازى تركها بهره‌مند ميشدم . در روحيهء من تغييرى پيدا شده بود بدين معنى كه ترديدم بر طرف شده و تصميم خود را گرفته بودم و درحالىكه در تدارك اسباب سفر عجله داشتم بىآنكه دغدغهء خسارات حاصله ازين تصميم را بخاطر راه دهم برآن شدم كه نقشهء خود را دنبال كنم . روش سفارت عثمانى اينست كه هر سال كمك هزينهء ناچيزى به حاجىها و دراويشى كه دسته‌دسته براى رفتن بتركيه از ايران عبور ميكنند بدهد . اين اقدام نيك براى گدايان مفلوك سنى مذهب تقريبا ضرورى است زيرا از نظر اختلاف مسلك ممكن نيست بتوانند از شيعه‌هاى ايرانى پشيزى دريافت دارند . بنابرين در سفارت هميشه به روى زوار فقيرى كه از دورترين نقاط تركستان به طهران ميرسيدند باز بود و هربار كه يكى از اين تاتارهاى ژنده‌پوش به منزل من وارد ميشد خوشحالى زيادى به من دست ميداد براستى هم من از آنها اطلاعات بسيار مثبتى دربارهء زادوبومشان بدست ميآوردم و صحبتشان برايم از نظر مطالعات زبان‌شناسى فوق العاده گرانبها بود . از طرفى هم آنها چون دربارهء منظور من هيچگونه سو ءظنى نداشتند طبعا از مهربانيهاى من خوشحال و بهره‌مند ميشدند